أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

258

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نهاد ايشان او را بگرفتند و دست او بر هم بستند و هر برادرى او را صد تازيانه بزدند و با مكّه آوردند پيش مادرش ، مادر سوگند خورد كه او را از بند رها نكند تا آنگه كه كافر نشود او را همچنان بسته در آفتاب انداختند چون كار برو سخت شد آنچه ازو ميخواستند بگفت ، آنگه او را بگشادند حارث بن زيد كه با ايشان بود او را ملامت كرد و گفت : اين چيست كه كردى ؟ ! نه بر دين پدرانت ماندى و نه بر دينى كه گرفته بودى ؟ ! و مانند اين حديثهاى موحش ميگفت ، عيّاش گفت : و اللّه هر كجا كه ترا خالى يابم بكشم آنگه برخاست و با مدينه آمد و اسلام تازه كرد و در مدينه مقام ساخت پس از مدّتى دراز اين حارث بن زيد بمدينه آمد و اسلام آورد درين وقت عيّاش غائب بود از اسلام او خبر نداشت چون باز آمد روزى حارث را بقبا يافت برو حمله برد و او را بكشت مردم او را گفتند : او را چرا كشتى و او مسلمان بود ؟ - گفت : ندانستم پشيمان شد و پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و اين حال با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باز راند و سوگند خورد كه از اسلام او هيچ خبر نداشتم خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : هيچ مؤمن را نيست كه مؤمنى را بكشد بعمد و قصد ليكن اگر بخطا كشد حكم او آنست كه بردهء « 1 » مؤمن را آزاد گرداند و ديت باولياء مقتول تسليم كند . قتل بر سه ضرب است عمد محض و خطاء محض و خطاء شبيه العمد در قتل عمد قصاص لازم بود الّا كه اولياى مقتول عفو كنند يا بديت راضى شوند و ديت هزار دينار زرست يا ده هزار درم يا صد اشتر مسنّه قيمت هر يكى ده دينار يا دويست گاو مسنّه قيمت هر يكى پنج دينار يا هزار گوسفند و اين ديت در مال قاتل واجب بود و برو كفّارت بود و آن بردهء آزاد كردن است و شصت درويش را طعام دادن و دو ماه پيوسته روزه داشتن بر جمع براى عمد و در قتل خطا ديت بر عاقلهء قاتل بود و ديهء قتل شبيه العمد بر قاتل بود در مالش بر سبيل تغليظ و اگر مالش نباشد سعيش فرمايند ديت عمد بيكسال ستانند و شبيه عمد به دو سال و خطا بسه سال و در همه لازم بود كفّارت ، و ديت دادن واجب است الّا كه اولياى مقتول بر ايشان صدقه كنند و از ايشان نخواهند و اگر اين مقتول از قومى باشد كه ايشان كافران باشند و او مؤمن بود و بخطا وى را كشته باشند بر كشندهء او « 2 » كفّارت باشد و ديت نباشد براى آنكه ورثهء او كافران‌اند و كافر از مسلمان ميراث نبرد و

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ تفسير : « بنده » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « كشندهء او را » .